دیروز حسابی خسته شدم برا سند یکی از مورد معامله ها رفتم اسناد
دیگه پدرمو در آوردن اونجا حی برو بالا بعدپایین بعد بالا بعد پایین
فک کنم 20باری بالا پایین رفتم آخرش رسیدم یه نوبت 2ساعته!
2ساعت تو صف نوبت موندم
خلاصه....
دیشب یه خوابی دیدم که یادم نیس!!!!من هر وقت خواب میبینم
چند روز دیگه یادم میاد تنها چیزی که یادم موند ناراحت بودن زهرا بود
انگار ازم ناراحت بود تو خواب فقط اونو میدیدم بقیش یادم نیس اصلا
انگار واقعیت بود از خواب پریدم فقط تو ذهنم موند زهرا ازم ناراحته
حالا نمیدونم دیگه چراشو....!!!
من زیاد خواب نمیبینم اما اینم....
فقط می تونم بگم ازم ناراحت نباش...
چند روزم انجام تمرینات سخت دارم از کار میام میرم تمرین
الانم میام خونه میگم چرا بعضیا یه ماهه بازوشون میشه هندونه!
نگو آمپول میزنن! 2روزام کار نکنن باز می خوابه بازو
ما که دوپینگمون همون شیرخرماو موز هس!!
البته دیگه بازومون نمی خوابه!
نمی تونم با کار و تمرین روزه بگیرم
چندوقتی روزه گرفتم اما الان نمیشه باید بعدا بگیرم
یا یک در میان بگیرم الان
اینم به خاطره گل(زهرا)

نظرات شما عزیزان:
|